تبليغاتX
< < !-.-.-Design By : Night Skin-.-.-> حفره

بعله دیگه همه چی تموم شد و به سلامتی برگشتیم سر جای اول ... اوضاع روبراهه و زندگی عادی در جریانه .... ترافیک و رفت و آمد و اقساط و شلوغی شهر ... عصرها موقع رفتن به خونه می تونی توی پارکهای شهر ، خانواده ها رو که از گرما به فضاهای سبز پناه آوردن ببینی ... صحبت گرما شد ناهار بساط آبدوغ خیار حتما که براهه و شبها سریال جومونگ ، منتظریم تا ببینیم بلاخره جومونگ به سوسانا می رسه یا سوسانا به جومونگ ... دو سه هقته دیگه هم فوتبال شروع میشه ، چه غم عظیمی نصیب مردم شد با نرفتن تیم ملی فوتبالمون به جام جهانی ... البته جام جهانی هدف نیست و اهداف ما ارزشهای اخلاقی است که اون رو هم با منشور اخلاقی فوتبال که امسال کاملا "من شور" بود ، بدست آوردیم ... اخراجی های سه هم که در راهه و مشکلات فرهنگی نداریم  ... دو سه ماه دیگه هم کنکوری ها با سوالهای طراحان توی قرنطینه در کمال سلامت میرن دانشگاه هراسی هم ندارن چون ستاره ای وجود ندارد  ... مشکلات مالی هم با پرداخت سهام عدالت و ساماندهی یارانه ها در حال حل شدنه ... عزت و کرامت انسانی و دموکراسی و قانون هم سیری چند ؟ ...اگه باور ندارید ، کافیه زحمت رفتن تا کنار پنجره رو به خودتون بدین و نظری به خیابان بیاندازید ... چنین نیست ؟ ...

نه برادر ، نه رفیق ... چنین نخواهد بود ...

گرگها خوب بدانند ، در این ایل غریب /

گر پدر مرد ، تفنگ پدری هست هنوز /

گر چه مردان قبیله کشته شدند /

توی گهواره چوبی پسری هست هنوز /

آب اگر نیست نترسید ، که در قافله مان  /

دل دریایی و چشمان تری هست هنوز /

" زهرا رهنورد "

+ نگارش چهارشنبه 1388/04/10ساعت توسط حفره |


یک انسان تا به چه درجه از شقاوت و صعوبت روح و قلب می تواند رسیده باشد که با ابزاری همانند چوب و چماق و باتوم و نظایر آن بر سر و روی همنوع خود می کوبد و بر تکرار و تداوم آن اصرار می ورزد ؟ ...

این سوالی است که پاسخهای مختلفی برایش پیدا می کنیم ، اما بنظر می آید نتیجه گیری مشخصی نتوانیم داشته باشیم ، چرا که خود در موقعیت آن انسان قرار نداریم ... قبل از بررسی چند پاسخ مختلف لازم است اضافه کنم که مخاطب این سوال نیروهای معروف به لباس شخصی هستند نه نیروهای نظامی و انتظامی ....

پاسخ اول : شاید انگیزه چنین اعمال و حشیانه ای حفاظت و صیانت از دین باشد ، با توجه به اینکه اعمال خشونت به همنوع و حتی سایر موجودات در دین مبین اسلام تقبیح شده است و اسلام دین رافت و عطوفت است و نیز اینکه طرف مقابل نیز بر همین دین است  ، این استدلال بلافاصله از ذهن پاک می شود ... مگر می شود انسانی دین اسلام را شناخته باشد و اینگونه از آن صیانت کند ؟ ...

پاسخ دوم : شاید انگیزه  چنین اعمال و حشیانه ای بخاطر وظایف شغلی و مسئولیتهای محوله از طرف مافوق در راستای نظم و امنیت جامعه باشد ، با توجه به اینکه این وظایف بر عهده نیروهای نظامی و انتظامی می باشد این دلیل نیز غیر قابل توجیه می نماید ...

پاسخ سوم : : شاید انگیزه  چنین اعمال وحشیانه ای حفظ قدرت به هر قیمتی باشد ، در این خصوص نیز با همان استدلال بخش دوم مواجه می شویم ...

پاسخ چهارم : شاید انگیزه چنین اعمال وحشیانه ای از بین رفتن منافع مادی و دنیوی باشد ، این استدلال زمانی قوت می گیرد که تامین منافع مادی تنها در قبال چنین اعمالی تعریف شده باشد ، بعبارت ساده تر یعنی تنها زمانی یک انسان می تواند مرتکب چنین اعمالی شود که فقط بخاطر چنین اعمالی پول گرفته باشد ...

و پاسخهای دیگر ...

یاد دارم جایی خوانده بودم ، انسانهایی که قیافه خشنی دارند به مرور زمان بخاطر رفتار و عکس العمل های مردم و اطرافیان نسبت به آنها ، این خشونت به قلب و روح آنها نیز رسوخ پیدا می کند ... در موضوع مورد بحث ما قضیه کاملا بر عکس می نماید ، شقاوت و صعوبت قلب و روح این انسانها به مرور بر قیافه آنها تاثیر گذاشته و شقاوت درونشان در چهرهایشان نمود پیدا کرده است ... آیا تا کنون به چهره این افراد دقت کرده اید ؟ ...

+ نگارش شنبه 1388/04/06ساعت توسط حفره |


ده ها بار کامنتهای عمومی و خصوصی پست قبل را در این چند روزه خواندم و هر بار بغض های فرو خورده ام ، بی دلیل شکست  ... نپرسید چرا بی دلیل ؟ ...

با احترام به همه شما دوستان  ، در این محفل مجازی سعی می کنم در کنارتان بمانم و ادامه دهم ، اما اینبار با " استخوان لای زخم " و به شیوه ای دیگر ...


قاصدک !  هان ، چه خبر آوردی ؟
از کجا وز که خبر آوردی ؟
 خوش خبر باشی ، اما ، ‌اما
گرد بام و در من
 بی ثمر می گردی
انتظار خبری نیست مرا
 نه ز یاری نه ز دیار و دیاری ، باری
برو آنجا که بود چشمی و گوشی با کس
 برو آنجا که تو را منتظرند
 قاصدک
در دل من همه کورند و کراند
 دست بردار ازین در وطن خویش غریب
 قاصد تجربه های همه تلخ
 با دلم می گوید
 که دروغی تو ، دروغ
 که فریبی تو ، فریب
 قاصدک هان ، ولی ... آخر ... ای وای
 راستی آیا رفتی با باد ؟
با توام ، آی! کجا رفتی ؟ آی
راستی آیا جایی خبری هست هنوز ؟
مانده خاکستر گرمی ، جایی ؟
 در اجاقی طمع شعله نمی بندم خردک شرری هست هنوز ؟
 قاصدک
ابرهای همه عالم شب و روز
 در دلم می گریند

" اخوان ثالث "


پی نوشت : بیانیه حمایتی هنرمندان را اینجا بخوانید ...

+ نگارش سه شنبه 1388/04/02ساعت توسط حفره |


در سر زمینی که عزت ، شرف و آزادی ات را با خدعه و فریب و دروغ از تو می گیرند و تنها حق و سهم تو از دموکراسی را با دیکتاتوری می ربایند و صدای اعتراض ات را با چماق و گلوله پاسخ می دهند ، نوشتن از زندگی کاری بیهوده و عبث خواهد بود ...

با دوستان محیط امیدوار کننده ای را ساخته بودیم ، سعی خواهم کرد مطالب دوستان را بخوانم ... برای همه شما آرزوی سلامتی دارم ، اما نمی توانم زندگی پر امیدی را برایتان آرزو کنم ...

روزهای با شما بودن برایم ، روزهای خوشی بود ... بدرود ...

 

+ نگارش چهارشنبه 1388/03/27ساعت توسط حفره |


درود بر تو ای مرد ... درود بر تو ای آزاده ...

درود بر تو که با صداقت ات  ، با پاکی ات ، با حیا و وقارات با شجاعت و مردانگی ات چهره کریه دروغ و ریا ، فریب و خرافه ، استبداد و خودکامگی ، پوپولیسم و عوام فریبی را بر جهانیان عیان ساختی ...

تو از یادها نخواهی رفت ، تو در خاطره ها خواهی ماند و آینده گان از تو خواهند گفت و حیا و شجاعت و پاکی ات را بر فرزندانشان خواهند آموخت ...

ما خط سبزات را فراموش ات نخواهیم کرد و ظلمی را که بر تو و این مردم  روا داشتند در حافظه تاریخی مان ثبت خواهیم کرد...

+ نگارش شنبه 1388/03/23ساعت توسط حفره |