تبليغاتX
حفره
"الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم" ... باز بايد سرنوشت از سرنوشت

شايد مي شد قبلا ها اينطور تصوير يا تصور كرد كه  " شهر در دست بچه هاست * "... با نتيجه گيري كه از ساختار فکری و بینشی قشری که خود را ولی نعمت و سرور** مردم می دانند ، میکردیم مثلا : دانش كم ، فهم نادرست ، اطلاعات غلط ، آموزش اشتباه ، ارائه تصويرهاي دروغين از واقعيتهاي جامعه ، خب اين تصور زياد هم اشتباه و دور از ذهن نبود ...

ولي اكنون بايد اصطلاح و تعبير ديگري بكار برد ... چرا كه اگر كسي واقعيت دور و اطراف خود را نبيند ، نياز و خواستهاي جامعه و مردم را درك و لمس نكند ، در ميان مردم باشد و نتواند و يا نخواهد كه حرف آنها را بفهمد يا ابله و احمقي بيش نيست و يا يك جيره خوار و مزدور به تمام معناست ... ديگر آنها را نميتوان " بچه "خطاب كرد و بهتر است دنبال " وا‍ژه " مناسبتري بگرديم ...

كسي كه با ددمنشي تمام ، كليه خصوصيات حيواني آدمي را به نمايش مي گذارد با چه واژه اي قابل توصيف است جز " وحشي " ... آري اكنون " شهر در دست وحشي هاست "  ... اما ديري نخواهد پائيد ... شك نكن ...


پا نوشت * : فيلمي به همين نام ساخته  اسماعيل براري

پي نوشت** :  " من سرور شما هستم " اين عين جمله اي است که یکی از بسیجیان خطاب به مردم می گفت

+ تاريخ شنبه 16 آبان1388ساعت نويسنده حفره |

 

در راه است ... یکی از همون روزهایی که همینطوری بیخودی هوس میکنیم کلک مون کنده بشه ...

 روز مباره با استکبار! در راه است ...

 

+ تاريخ شنبه 9 آبان1388ساعت نويسنده حفره |

اول : چندي قبل در فروشگاهي با يك ‍ژاپني برخورد كردم كه مشغول خريد بود ... وسواس او در خريد توجهم را جلب كرد و ديدم كه چگونه كنجكاوانه يكي از همين صندوق صدقاتي كه در گوشه ، گوشه خيابانها و اماكن ما نصب شده را برانداز مي كند ... در نهايت براي آگاهي ، راز صندوق را جويا شد و فرد همراهش با انگليسي شكسته بسته فهماند كه اين صندوق جهت جمع آوري كمكهاي مردم به فقرا و مستمندان نصب شده و مبالغ جمع آوري شده در آن توسط نهادهايي ( ! )  به نيازمندان داده مي شود ... ژاپنی بسيار متعجب و شگفت زده اظهار داشت : مگر در سرزميني بنام ايران با مجموعه عظيمي همچون عسلويه ( گويا خودش آنجا كار مي كرد ) فقير و مستمند و گدا هم پيدا مي شود ؟ ... و در نهايت در حالي كه سرش را با تاسف تكان مي داد گفت كه : من فكر مي كردم اين صندوق ، لانه پرنده است و مي خواستم براي جوجه هايم بخرم ...

دوم : طرح هدفمند كردن يارانه ها ( و يا بقول خطيب جمعه تهران رايانه ها ) با تلاش و شتابزدگي وصف ناپذيري به تصويب رسيد ... خانه اي كه از پاي بست سست و ويران است حال با افزودن باري سنگين به چه حال و روز خواهد افتاد ، خدا داند ... به زعم كارشناسان اقتصادي و حتي مردم عادي شكي نيست كه تبعات سخت و كمر شكن اقتصادي اين طرح بر قشر كم درآمد ، متوسط و فقير جامعه منتقل خواهد شد ، همانهايي كه مدعيان ، همواره سنگ حمايت از آنها را به سينه مي زنند ... بدون ترديد پرداخت مبلغي ناچيز بصورت ماهانه به خانوارهاي دهك پايين ( راستي اين واژه دهك از كجا آمده ؟ ) نيز در راستاي اهداف پليد سياسي و در حقيقت تشكيل قشري مواجب بگير و گوش بفرمان خواهد بود ، كه جز اين هم انتظاري از اينان نمي رود ...

سوم : سرزميني زرخيز و پهناور با آب و هوايي چهار فصل و سرشار از منابع طبيعي و خدادادي با فرهنگ و پيشينه اي به طول تاريخ بنام ايران ... حسن زندگي در چنين دياري براي ما چيست ؟ ... عايدي ما از اين همه منابع و ثروت چه مي باشد ؟ ... اقتصاد سالم ؟ رفاه عمومي و اجتماعي ؟ امنيت شغلي ؟ امنيت اجتماعي ؟ فرهنگ و زندگي سالم ؟ چه داريم كه به آن غره شويم ؟ ... ابلهانه و احمقانه اينجاست كه داعيه مديريت جهان را داريم و احمق مردمي كه اين اراجيف را باور مي كنند ... آيا از كساني كه شرف ، عزت و شعور خود را به چند كيلو سيب زميني و چند صد تومان مي فروشند انتظاري بيش از اين است ؟ ... ترديدي نيست كه همين ها در زمره همان مواجب بگيراني قرار خواهند گرفت كه فوقا ذكرشان رفت ...

+ تاريخ دوشنبه 4 آبان1388ساعت نويسنده حفره |

>