تبليغاتX
حفره -
"الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم" ... باز بايد سرنوشت از سرنوشت

ده ها بار کامنتهای عمومی و خصوصی پست قبل را در این چند روزه خواندم و هر بار بغض های فرو خورده ام ، بی دلیل شکست  ... نپرسید چرا بی دلیل ؟ ...

با احترام به همه شما دوستان  ، در این محفل مجازی سعی می کنم در کنارتان بمانم و ادامه دهم ، اما اینبار با " استخوان لای زخم " و به شیوه ای دیگر ...


قاصدک !  هان ، چه خبر آوردی ؟
از کجا وز که خبر آوردی ؟
 خوش خبر باشی ، اما ، ‌اما
گرد بام و در من
 بی ثمر می گردی
انتظار خبری نیست مرا
 نه ز یاری نه ز دیار و دیاری ، باری
برو آنجا که بود چشمی و گوشی با کس
 برو آنجا که تو را منتظرند
 قاصدک
در دل من همه کورند و کراند
 دست بردار ازین در وطن خویش غریب
 قاصد تجربه های همه تلخ
 با دلم می گوید
 که دروغی تو ، دروغ
 که فریبی تو ، فریب
 قاصدک هان ، ولی ... آخر ... ای وای
 راستی آیا رفتی با باد ؟
با توام ، آی! کجا رفتی ؟ آی
راستی آیا جایی خبری هست هنوز ؟
مانده خاکستر گرمی ، جایی ؟
 در اجاقی طمع شعله نمی بندم خردک شرری هست هنوز ؟
 قاصدک
ابرهای همه عالم شب و روز
 در دلم می گریند

" اخوان ثالث "


پی نوشت : بیانیه حمایتی هنرمندان را اینجا بخوانید ...

+ تاريخ سه شنبه 2 تیر1388ساعت نويسنده حفره |

>