یک انسان تا به چه درجه از شقاوت و صعوبت روح و قلب می تواند رسیده باشد که با ابزاری همانند چوب و چماق و باتوم و نظایر آن بر سر و روی همنوع خود می کوبد و بر تکرار و تداوم آن اصرار می ورزد ؟ ...
این سوالی است که پاسخهای مختلفی برایش پیدا می کنیم ، اما بنظر می آید نتیجه گیری مشخصی نتوانیم داشته باشیم ، چرا که خود در موقعیت آن انسان قرار نداریم ... قبل از بررسی چند پاسخ مختلف لازم است اضافه کنم که مخاطب این سوال نیروهای معروف به لباس شخصی هستند نه نیروهای نظامی و انتظامی ....
پاسخ اول : شاید انگیزه چنین اعمال و حشیانه ای حفاظت و صیانت از دین باشد ، با توجه به اینکه اعمال خشونت به همنوع و حتی سایر موجودات در دین مبین اسلام تقبیح شده است و اسلام دین رافت و عطوفت است و نیز اینکه طرف مقابل نیز بر همین دین است ، این استدلال بلافاصله از ذهن پاک می شود ... مگر می شود انسانی دین اسلام را شناخته باشد و اینگونه از آن صیانت کند ؟ ...
پاسخ دوم : شاید انگیزه چنین اعمال و حشیانه ای بخاطر وظایف شغلی و مسئولیتهای محوله از طرف مافوق در راستای نظم و امنیت جامعه باشد ، با توجه به اینکه این وظایف بر عهده نیروهای نظامی و انتظامی می باشد این دلیل نیز غیر قابل توجیه می نماید ...
پاسخ سوم : : شاید انگیزه چنین اعمال وحشیانه ای حفظ قدرت به هر قیمتی باشد ، در این خصوص نیز با همان استدلال بخش دوم مواجه می شویم ...
پاسخ چهارم : شاید انگیزه چنین اعمال وحشیانه ای از بین رفتن منافع مادی و دنیوی باشد ، این استدلال زمانی قوت می گیرد که تامین منافع مادی تنها در قبال چنین اعمالی تعریف شده باشد ، بعبارت ساده تر یعنی تنها زمانی یک انسان می تواند مرتکب چنین اعمالی شود که فقط بخاطر چنین اعمالی پول گرفته باشد ...
و پاسخهای دیگر ...
یاد دارم جایی خوانده بودم ، انسانهایی که قیافه خشنی دارند به مرور زمان بخاطر رفتار و عکس العمل های مردم و اطرافیان نسبت به آنها ، این خشونت به قلب و روح آنها نیز رسوخ پیدا می کند ... در موضوع مورد بحث ما قضیه کاملا بر عکس می نماید ، شقاوت و صعوبت قلب و روح این انسانها به مرور بر قیافه آنها تاثیر گذاشته و شقاوت درونشان در چهرهایشان نمود پیدا کرده است ... آیا تا کنون به چهره این افراد دقت کرده اید ؟ ...

